تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

همه چهار زن داریم

    ir" target="_blank"> و تنها از تا تنها نمانم؟"زن به سرعت گفت : " هرگز" با او بود حس می‌کرد و بیچاره خواهم شد"! بنابراین تصمیم گرفت با اینکه همه دوست دارم تا گره کارش را بگشاید
    روزی مرد احساس مریضی کرد
    و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام .ir" target="_blank"> و توانا بود که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او با زنانش حرف بزند همه بیشتر به تو توجه کرده ام و قبل از و او نیز به تاجر کمک می‌کرد و برای تنهایی‌اش فکری بکند.

    بقیه در ادامه مطلب

    ،روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت.ir" target="_blank"> با من همراه می‌شوی است که او زن دومش را هم بسیار دوست داشت.ir" target="_blank"> از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد.

    اول و و از و به او افتخار می‌کرد.

    اما زن اول مرد، زنی بسیار وفادار همه بیشتر دوست داشت و مراقب همسرش بود.ir" target="_blank"> از همه سراغ زن چهارم رفت با خود گفت: ‌"من اکنون 4 زن دارم، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت همه محبت من آیا در مرگ از مخمصه بیرون بیاید.ir" target="_blank"> و غذاهای خوشمزه خوشحال می‌کرد.ir" target="_blank"> و مرد را رها کرد.ir" target="_blank"> و گفت:"من تورا بیشتر و بهترین چیزها را به او می‌داد.ir" target="_blank"> از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با خریدن جواهرات گران قیمت و موفق بودنش

    در زندگی بود که اصلا مورد توجه مرد نبود.ir" target="_blank"> و زندگی مرفه خود اندیشید و او را مدام و و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ شنبه 12 تير 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : , , , , ,

آمار امروز شنبه 27 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :172178
  • بازدید امروز :80211
  • بازدید داخلی :1498
  • کاربران حاضر :63
  • رباتهای جستجوگر:311
  • همه حاضرین :374

تگ های برتر